تبليغاتX
basicastronomy

 

از معروف ترین اساطیر یونانی داستان آندرومدا و برساووش است. بر اساس این اسطوره آندرومدا که فرزند ذات الکرسی و قیفاووس است ، توسط پدرش به زنجیر آویخته شد تا قربانی غول دریایی شود ؛ تا این که برساووش برای نجات او سر رسید و غول دریایی را از بین برد و سرانجام با آندرومدا ازدواج کرد. این غول دریایی همان صورت فلکی نهنگ یا قیطس(Cetus) است که در آسمان در نزدیکی این صور قرار دارد.

آلفای آندرومدا "راس المسلسله" یا "سره الفرس" نام دارد که ستاره ای از قدر 2/1 می باشد و در فاصله ی 100 سال نوری از زمین قرار گرفته است.

 

 

"کهکشان آندرومدا" ( NGC 224  یا M۳۱ ) که دور ترین جرم آسمانی است که می توان با چشم غیر مسلح رصد کرد ( فاصله = ۲۲۰۰۰۰۰سال نوری) در این صورت فلکی قرار دارد و با چشم عادی به صورت لکه ای کم فروغ قابل مشاهده است. این کهکشان نخستین بار توسط "عبدالرحمن صوفی رازی" کشف شده که لقب "پدر نجوم جهان" را نیز به خود اختصاص داده است. M31 دارای دو قمر کهکشانی نیز می باشد که M32 و M110 نام دارند.

 

                        *******

 

 

+ نوشته شده توسط مهدیه ملکی در سه شنبه سی ام مرداد 1386 و ساعت 2:1 |

دب اصغر يكي از صورت هاي فلكي دور قطبي است كه همواره در آسمان ايران قابل رويت است.

                  

اين صورت فلكي توسط طالس (‌ستاره شناس يوناني )‌ مطرح شده است.

در اساطير يوناني خرس كوچك در واقع همان " arcas " فرزند كاليستو بوده كه در اثر تجاوز هرا به کالیستو به  طور ناخواسته به دنيا آمد.طبق روايتي كاليستوي مادر محكوم است كه به دور خرس كوچك بچرخد بي آنكه به او دسترسي پيدا كند.در روايتي ديگر دب اصغر در نقش دختري كوچك ظاهر مي شود كه شكارچيان و دريا نوردان و مسافران را رهنمايي مي كرد.به طور مثال در افسانه ي جالي كه مربوط به بوميان آمريكا است، گروهي از شكارچيان راه خود را گم كرده بودند كه با دعاهايشان ناگهان دختري ظاهر مي شود كه آن ها را به سوي منزلشان راهنمايي مي كند.داستان هاي اساطيري زيبا و متفاوتي از ماجراهاي دب اصغر و دب اكبر وجود دارد كه ما از بیان آنها در اين قسمت اجتناب ميكنيم.

 

 

درخشان ترين ستاره ي اين صورت فلكي ، ستاره ي قطبي (‌ جدي –آلفاي دب اصغر – polaris  ) نام دارد . اين ستاره تنها ستاره اي در نيمكره ي شمالي است كه به نظر مي رسد اصلا حركت ندارد.علت آن هم قرار گرفتن ستاره ي قطبي در امتداد محور كره ي زمين است كه از قطب شمال مي گذرد.به اين ترتيب با چرخش زمين ، اين ستاره ثابت به نظر مي آيد.در حالي كه بقيه ستارگان در اطراف آن مي چرخند.ستاره ي جدي همواره شمال آسمان را نشان مي دهد.در حال حاضر اين ستاره دارای فاصله اي كمتر از يك درجه تا موضع واقعي شمال سماوي است و در سال 2105 میلادی به نزديك ترين فاصله ي خود تا قطب مي رسد.خيلي از افراد به اشتباه تصور مي كنند كه ستاره ي قطبي بايد درخشان ترين ستاره باشد ، در حالي كه اين ستاره با قدر 2 ، چهل و نهمين ستاره ي درخشان آسمان شب محسوب مي شود.

 

 

                                    

 

در تصوير زير دب اكبر به همراه دب اصغر  آمده است.

 

كشيده ترين صورت فلكي آسمان شب " اژدها " نام دارد.اين صورت فلكي نيز از صور دور قطبي است.

شامل تعدادي ستاره ي كم فورغ و پراكنده است كه به صورت خطي پشت سر هم قرار گرفته اند.

 

 

سر اژدها از 4 ستاره تشكيل شده است كه در نزديكي ستاره ي نسر واقع (‌ آلفا ي صورت فلكي چنگ رومي يا شلياق ) قرار دارند و دم اژدها در اطراف صورت فلكي خرس كوچك پيچيده شده است.من همواره براي سهولت در يافتن اژدها از قسمت انتهايي دم آن استفاده مي كنم كه در بين دو خرس كوچك و بزرگ قرار گرفته است.

 

 


آلفاي اژدها ( ثعبان يا ذيخ ) در حدود 4000 سال پيش به عنوان ستاره ي قطبي بوده و به دليل حركت تقديمي زمين ، هم اكنون آلفاي دب اصغر ، ستاره قطبي است.ستاره ي ثعبان در حال حاضر ديگر اهميت چنداني ندارد.اما زماني كه كه عنوان ستاره ي قطبي را باراي براي مصريان داشته ، اين افراد ساخت معابد خود را با ثعبان درآُسمان توجيه مي كردند.قدر اين ستاره 7/3 و فاصله اش  تا زمين 230 سال نوري است.

ستاره ي بتاي اژدها به نام راس الثعبان ( سر اژدها )‌ داراي قدر 8/2 در فاصله ي 490 سال نوري است.

 

+ نوشته شده توسط سعيد دولتي در شنبه بیست و هفتم مرداد 1386 و ساعت 20:46 |

دب اكبر يكي از مشهورترين و پر داستان ترين صورت هاي فلكي است كه اكثر مردم نام آن را شنيده اند.

دب اكبر يكي از صورت هاي دور قطبي است و در اكثر شب ها در آسمان نيم كره ي شمالي ديده مي شود.شايد به همين دليل بوده است كه قصه پردازي در مورد آن بسيار است..!

نام فارسي دب اكبر " خرس بزرگ" است. همچنين هفت ستاره ی پر نور آن که به شکل آب گردان است با نام هاي هفتورنگ - هفت برادران - هفت داوران و ميهن نيز خوانده مي شد.

طبق اساطير يونان اين خرس همان " كاليستو " معشوقه ي زئوس و دختر شاه آركاديا است.كه زئوس برای محافظت از او ( احتمالا در برابر هرا ) او را به خرس تبديل كرده و سپس در آسمان قرارش داد.

بر اساس افسانه اي ديگر اين خرس ، راهنماي خرس هاي زمين براي تشخيص زمان خواب زمستاني مي باشد.

اعراب نيز دب اكبر را به صورت تابوتي كه عده اي آن را حمل مي كنند ، مي ديدند.

در تصاوير زير ستاره هاي اصلي اين صورت فلكي نمايان است.

 

 

دب اكبر داراي 87 ستاره ي است . آلفاي دب اكبر ( دوبه ) داراي قدر " يك " مي باشد كه به خوبي قابل رويت است.

                   

هفت ستاره ي اصلي اين صورت فلكي شكلي شبيه ملاقه ، خيش ( گاو آهن ) يا يغلاوي ( ظرف غذاي سربازان ) است.

ستارگان دوبه ( آلفا - Dubhe ) و مراق ( بتا - merak ) در اين صورت فلكي به نام "‌ دو راهنما " مشهور هستند كه از آنها براي جهت يابي و يافتن ستاره قطبي استفاده مي شود. اگر از مراق به دبه خطي فرضي رسم شود و از همان جهت به اندازه ي 5 برابر فاصله ي آن دو ،امتداد دهيم به يك ستاره ي نسبتا پر نور به نام ستاره ي قطبي ( poolster ) ميرسيم . حال اگر به سمت ستاره ي قطبي بايستيم ، روبرو شمال ، سمت راست شرق، پشت سر جنوب و سمت چپ غرب مي باشد.

        

اولين ستاره ي دسته ي ملاقه ( انتهاي دم خرس بزرگ ) همان بنات النعش ( alkaid - Benet naish ) است.

دومين ستاره دسته ي ملاقه را عناق ( Mizar ) مي نامند . چسبيده به اين ستاره ، ستاره ي كم فروغ ديگري سوسو مي زند كه‌ سها ( alcor ) نام دارد كه در قديم براي سنجش بينايي افراد به كار برده مي شد. 

+ نوشته شده توسط سعيد دولتي در چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386 و ساعت 21:15 |

حال که با کلیت کره ی آسمان آشنا شدید ، به آشنایی با صورت های فلکی می پردازیم. صورت فلکی (constellation) مجموعه ای از ستاره هاست که با یکدیگر شکلی را در آسمان پدید می آورند و بر اساس آن شکل نامگذاری می شوند؛ مانند مثلث – گاو – شکارچی – شیر – عقرب و ... . پیشینیان با قدرت تخیل بالایی که داشتند این اشکال خلق شده در ذهنشان را روی کره ی آسمان پیاده کرده و برای آن ها داستان هایی شنیدنی نیز ساخته اند. آن ها از همان دوران سعی می کردند که این اشکال را به نحوی ثبت کنند که دست نبشته هایشان امروزه در موزه ها نگهداری می شود.

شاید می‌شد ستاره‌ها را بر اساس بعد و ميل و درجه قوس در آسمان طبقه‌بندی کرد ولی پایبندی به این صورت‌های فلکی در واقع راهی برای حفظ ارزشها و تاریخ انسانها است. انسانها هزاران سال به آسمان پر ستاره بالای سرشان نگریستند و داستان سرایی و اسطوره پردازی کردند. نامگذاری صورت‌های فلکی دارای نظم است. صورت‌های فلکی کهن به سه دسته

تقسیم می‌شوند:

1 - حیوان‌ها و چیزهایی که با آب در ارتباطند.

2 - انسان‌ها و حیواناتی که در روی زمین‌اند.

3 - مخلوقات افسانه‌ای که به هوا پر می‌کشند.

 

شگفت آنکه هر یک از این دسته‌ها در بخشی از آسمان جمعند. پرندگان و موجودات هوایی در نزدیکی قطب شمال دایرة‌البروج هستند و صورت‌های زمینی همچون کمربندی دور آنها را گرفته‌اند. موجودات آبزی هم در جنوب و زیر استوای سماوی جا دارند.

کل کره ی آسمان (نیمکره ی شمالی ونیمکره ی جنوبی) شامل 88 صورت فلکی است که نقشه های گوناگونی از آن ها در دسترس می باشد.

 

 

برای دریافت تصویر با کیفیت بالاترلطفا به این آدرس میل بزنید : spacegirl uv @ yahoo.com

 در هر منطقه از کره ی زمین با توجه به عرض جغرافیایی آن ستارگان طلوع و غروب می کنند؛ اما بعضی از آن ها که همیشه بالای افق هستند و غروبی ندارند دائم الطلوع یا دور قطبی و برخی دیگر که هیچ گاه در آسمان منطقه ظاهر نمی شوند دائم الغروب نامیده می شوند. ستارگان دورقطبی حتی روز هنگام نیز در آسمان هستند اما به دلیل ازدیاد نور خورشید قادر به رصد آنها نیستیم. صورت های فلکی دور قطبی شمالی (مربوط به نیمکره ی شمالی کره ی زمین که شامل ایران نیز می شود) دب اکبر – دب اصغر – ذات الکرسی – تنین و قیفاووس می باشند. لازم به ذکر است که ستارگان دور قطبی همه ی مناطق زمین یکسان نیست و وابسته به عرض جغرافیایی آن منطقه می باشد.در تصویر زیرنقشه ی این صورت ها را می توانید مشاهده نمایید.

ستاره ی قطبی که بیان کننده ی جهت شمال برای ما می باشد پر نور ترین ستاره از صورت فلکی دب اصغر می باشد و عموما به وسیله صورت فلکی دب اکبر شناسایی می شود.

نامگذاری ستاره ها : اغلب نام گذاری هر ستاره از یک صورت فلکی به طوری است که حرفی یونانی به صورت پیشوند بر نام صورت فلکی اضافه می شود. چگونگی انتخاب حرف یونانی بر اساس نورانیت ستاره انجام می شود؛یعنی پر نورترین ستاره با آلفا،ستاره ی بعدی (از لحاظ درخشندگی)با بتا و ... نشان داده می شوند. ( حروف یونانی در عکس های زیر قرار داده شده است.) در نام گذاری ستاره ها استثناء هایی نیز وجود دارد که آن ها نام مخصوص به خود را دارند؛دلیل این امر شهرت این ستاره ها می باشد. مانند جدی (ستاره قطبی) در صورت فلکی دب اصغر.

 

12 صورت فلکی از 88 تا مربوط به دایره البروج می باشند. در واقع خورشید طی حرکت سالیانه ی خود به دور زمین (حرکت ظاهری) از این 12 صورت فلکی گذر می کند که به طور میانگین هر کدام از آن ها را در 30 روز می پیماید؛ همین امر موجب ایجاد 12 ماه یا به عبارت دیگر 12 برج در سال شمسی شده است.

               

اكنون به وسيله ي يك نقشه ي آسمان مي توانيد در منطقه اي به دور از آلودگي نوري و آلودگي هوا به رصد آسمان پرستاره بپردازيد و صور فلكي مختلف را شناسايي كنيد. اين كار به شرطي امكانم پذير است كه نقشه را در جهت درستي بالاي سر خود بگيريد.

 

 

+ نوشته شده توسط مهدیه ملکی در دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386 و ساعت 0:17 |

در اين پست به بيان چند تعريف نجومي مي پردازيم تا در پست هاي بعدي از آنها استفاده نماييم. قطبين زمين : بالاترين و پايين ترين نقاط زمين نسبت به استوا كه به قطب شمال و قطب جنوب موسوم هستند.

طول جغرافيايي و نصف النهار :به هر كماني كه از قطب شمال زمين به قطب جنوب وصل كنيم طول جغرافيايي يا نصف انهار می گویند.در اين تقسيم بندي سراسر كره ي زمين را ۳۶۰ نصف انهار پوشش داده است.

نصف النهار مبدا : به نصف انهار ي كه از گرينويچ (ناحيه اي نزديك شهر لندن در انگلستان ) مي گذرد نصف انهار مبدا گويند.لازم به توضيح است كه در زمان هاي بسيار دور اين مكان مبدا ناحيه اي از كشور عزيزمان ، ايران بوده است كه طي يك قرارداد با حاكمان بي خرد آن زمان به گرينويچ انگلستان انتقال يافت !

عرض جغرافيايي: به هر دايره ي فرضي كه موازي با استوا بر روي زمين رسم شود عرض جغرافيايي ميگويند كه بر حسب درجه مي باشد.بر اين اساس استوا عرض جغرافيايي صفر درجه و قطب شمال و جنوب به ترتيب ۹۰ + و ۹۰ - مي باشند.

استوا : دايره اي است فرضي كه كره ي زمين را به دو قسمت مساوي كه نيم كره ي شمالي و نيم كره ي جنوبي نام دارند ، تقسيم مي كند.

كره ي آسمان : از امتداد كره ي زمين تا بي نهايت كره ي بزرگي به دست مي آيد كه به آن كره ي سماوي يا كره ي آسمان گويند كه ظاهرا ستارگان بر روي آن قرار دارند.

استواي سماوي : از امتداد كمربند استوايي زمين تا بي نهايت و ترسيم آن بر روي كره ي آسمان داير ه ي بزرگي بدست مي آيد كه به آن استواي سماوي يا معدل النهار مي گويند و كره ي آسمان را به دو قسمت مساوي تقسيم مي كند.

ميل : به دوايري موازي استواي آسمان كه بر روي كره ي آسمان در نظر گرفته ميشود ميل (declination) مي گويند و آن را با "Dec" نشان مي دهند. ميل بر حسب درجه ميباشد.در اين سيستم استواي سماوي "صفر" و قطبين سماوي ۹۰+ و ۹۰- در نظر گرفته ميشوند.

بعد : كمان هايي كه قطب شمال سماوي را به قطب جنوب سماوي متصل مي كنند را بعد (right Assension) مي گويند و آن را با "R.A" نشان مي دهند.در اين سيستم بعد از صفر تا ۲۳ ساعت (در مجموع ۲۴ ساعت) تقسيم بندي شده است.

دايرة البروج : از ترسيم مدار چرخش زمين به دور خورشيد دايره ي بزرگي بر كره ي آسمان پديد مي آيد كه به آن دايرة البروج مي گوييم.

منطقة البروج : نواري است به پهناي ۱۸ درجه كه دايرةالبروج در مركز آن قرار دارد.در واقع به امتداد ۹ درجه بالاتر و ۹ درجه پايين تر از دايرةالبروج ، منطقةالبروج گويند.

نقاط اعتدالين : به نقاط تقاطع دايرة البروج و استواي سماوي گره (عقده - Nod - جوزهر - گوزهر) مي گويند.اين دو گره تحت عنوان اعتدال بهاري و اعتدال پاييزي شناخته مي شود و اصطلاحا به اين نقاط اعتدالين مي گويند.

نصف انهار مبدا آسماني : به كماني كه از شمال كره ي آسمان به جنوب كره ي آسمان امتداد مي يابد به نحوي كه از نقطه ي اعتدال بهاري مي گذرد را نصف انهار مبدا آسماني مي گويند.

دوره نجومي : به چرخش كامل يك سياره به دور خورشيد نسبت به يك ستاره ي ثابت را دوره ي نجومي گويند.

دوره هلالي: ‌به چرخش كامل يك سياره به دور خورشيد نسبت به زمين دوره ي هلالي گويند.

مقارنه : هرگاه زمين و خورشيد و يك سياره در يك راستا قرار گيرند به طوري كه خورشيد بين آن دو باشد مقارنه رخ مي دهد.

مقابله : هرگاه زمين و خورشيد و يك سياره در يك راستا قرار گيرند به طوري كه زمين بين آن دو باشد مقابله رخ مي دهد.

واحد نجومي : به ميانگين فاصله ي زمين تا خورشيد( ۱۵۰۰۰۰۰۰۰ كيلوتر) يك واحد نجومي گويند.

قدر ظاهري : واحد سنجش درخشندگي اجرام سماوی است. هرچه قدر جسمی کمتر باشد درخشندگی ظاهری ‌اش بیشتر می‌شود. چشم انسان قادر به ديدن اجرام تا قدر ظاهري  6+ مي باشد . قدر ظاهري خورشيد ۵/۲۶ – است.

+ نوشته شده توسط سعيد دولتي در یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386 و ساعت 0:32 |

آیا تا کنون شب هنگام به آسمان نگریسته اید؟
آیا هیچ گاه از خود پرسیده اید که چرا بشر آسمان را به صورت کره می بیند؟

ناظر زمینی آسمان را به صورت کره ای می بیند که هم مرکز با کره زمین و شعاع آن بی نهایت می باشد. بر سطح درونی این کره نقاط نورانی و ریزی وجود دارد که همان ستاره ها هستند. از آن جا که فاصله ی ستاره ها از ما بسیار زیاد است و چشم انسان قادر به تمایز فواصل آن ها از یکدیگر نیست ، ما همه ی ستاره ها را در یک فاصله می بینیم ؛ تنها شکل هندسی ای که با این شرایط می توان براورد کرد ، کره است. همانطور که از تعریف کره بر می آید ، کره ، مکان هندسی نقاطی از فضاست که از یک نقطه ی معین به یک فاصله باشند.

برای تعیین موقعیت ستاره ها بر روی کره سماوی , همانند تعیین موقعیت مکان های مختلف بر روی کره زمین , به مختصات نیازمندیم. دستگاه های مختصات  سماوی مختلفی وجود دارد که یکی از آن ها "دستگاه مختصات استوایی" می باشد. بر اساس این دستگاه مختصات ، استوایی با نام استوای سماوی برای کره ی سماوی تعریف می شود که امتداد همان استوای زمین است و خطوطی فرضی به موازات آن استوا تا قطبین را به ۹۰ درجه تقسیم میکند که "میل" نامیده می شوند. بر اساس قرارداد ، میل های جنوبی ( زیر خط استوا ) را با علامت منفی از میل های شمالی ( بالای خط استوا ) متمایز می کنیم. بر این اساس میل قطب جنوب سماوی ۹۰- درجه خواهد بود.در واقع میل بر روی کره ی آسمان مانند عرض جغرافیایی بر روی کره ی زمین است. علاوه بر استوای سماوی دایره ی دیگری نیز بر روی کره ی آسمان وجود دارد که مسیر حرکت ظاهری خورشید را در طول یک سال مشخص می کند ؛ این دایره "دایره البروج" نامیده می شود. صفحه ی استوای سماوی و دایره البروج که با هم زاویه ای در حدود  ۵/۲۳ درجه می سازند ، یکدیگر را در دو نقطه قطع می کنند که به این دو نقطه اعتدالین (اعتدال بهاری و اعتدال پاییزی) کفته می شود. دو نقطه بر روی دایره البروج که بیشترین فاصله را از استوای سماوی دارند نیز انقلابین (انقلاب تابستانی و انقلاب زمستانی) می خوانند. همچنین خطوط فرضی دیگری همانند نصف النهار ها بر روی کره ی زمین روی کره ی آسمان نیز وجود دارد که دو قطب آن را به هم متصل می کند. این خطوط تعیین کننده ی طول سماوی اجرام هستند که به آن بعد گفته می شود.بعد بر روی کره ی آسمان معادل طول جغرافیایی بر روی کره ی زمین است. نصف النهار ها کره ی آسمان را به ۳۶۰ درجه یا ۲۴ ساعت تقسیم میکنند. همانطور که برای تعیین طول جغرافیایی روی زمین ، به طور قراردادی یکی از نصف النهارها را به عنوان نصف النهار مبدا (نصف النهار گرینویج) انتخاب می کنیم ، بر روی کره ی آسمان هم نصف النهار مبدا نصف النهاریست که از نقطه ی اعتدال بهاری می گذرد و هر چه از اعتدال بهاری به سمت شرق می رویم ، بعد بیشتر می شود. با استفاده از بعد و میل می توان موقعیت اجرام بر روی کره ی سماوی را تعیین کرد. بعد و میل همه ی اجرام در بازه های زمانی بلند مدت (۱۰۰۰ سال) منحصر به فرد است ؛ یعنی هیچ دو جرمی وجود ندارد که بعد و میل آن ها برابر باشدو بعد و میل یک جرم برای مدت زیادی ثابت است. (بعد و میل اجرام به دلیل حرکات زمین در بازه های زمانی طولانی متغیر است که بعدا بیش تر راجع به آن توضیح خواهیم داد.)

+ نوشته شده توسط مهدیه ملکی در شنبه بیستم مرداد 1386 و ساعت 2:14 |


Powered By
BLOGFA.COM